خرید بک لینک
حسودی میکنی یا دلسوزی میکنی ؟؟؟؟؟؟ فکر میکنی نمیدونم موضوع ......... زیر سر تواه؟ این چیزا دلسوزی نیست . حسودیه . تو که دلت میسوزه . توکه دست دیگران رو نمی گیری و ببریشون لب پرتگاه . تو که درک میکنی ؛ می فهمی . تو که ناراحت میشی که ما قدم برمیداریم ؛ کمک می کنیم ولی کمک نمی بینم . خوب واسه چی ذنج نشستی و فقط نگاه میکنی . تو خودت سایت دختره رو به روی من بستی ؛ بعد شدی مرشد و نصیحت میکنی ؟ تو حسودی میکنی . به ......... حسودی میکنی . مگه نمی بینی وقتی من براش قدمی برمیدارم ؛ اونم چیزی از ........... روی سایت می ذاره . خب . حتما تنها کاری که میتونه برای من انجام بده ُ همینه . و همین هم برای من کم چیزی نیست . اگه اینها از ادی حرف نمی زدند ؛ کی از اون و ماجراش باخبر بود . حداقل در ایران اسم ش رو زنده نگه داشتند . من اگه میخوام کمک کنم ؛ چون اون دوست ادی است . فقط همین . من متوجه هستم که اونا خیلی تلاش کردند ادعاهای من رو دروغ جلوه بدند ولی خدا با منه . یکشنبه که می خواستم برای مراسم برم یه خانمی که مدعیه پرستاره و همکلاس ماست در تهران گفت : شماره ات رو بده . میخوام باهم در ارتباط باشیم . شماره اش پر از اعداد 13 بود . ادعا میکرد شماره اش مشکل داره . کمی با موبایل ش ور رفت . خدا میدونه شماره کی بود و دوباره میخواستند ما رو با کی بدنام کنند . میدونستم داره اشاره به تاریخ 13 میکنه . من از نیمه شب 13 خاطره داشتم . از موقعی که همه باید خواب باشند . کسی نباید متوجه ورودپسر سوپر میلیاردر به کلیسا بشه . کسی نباید ببینه که یک راهبه کاتولیک لباس سفید عروسی پوشیده . میگن ادی 15 نوامبر کشته شده . من نمی دونم . باورم نمی شه . قرار بود ؛ خیلی زود بیاد ولی نیومد . یک هفته بعد درست 20 نوامبر از راهبه بیچاره خواستند صومعه رو ترک کنه . دو در پدر ادی ایستاده بود . گفتم : ادی چی شد ؟ اون کجاست ؟ گفت ........................؟ گفتم : اصلا این مسائل وجود نداشته . گفت : بی عرضه .............

برچسب: نویسنده: سارا بختیاری تاريخ: سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت: 3:14

صفحه بندی